![]() |
![]() |
|
| نه تشنه عشق، چون آدم تشنه روزی سیرآب میشه |
|
سلام به همه عزیزانی که توی این چند وقته مطالب این وبلاگ رو خوندن
قبل از هر چیزی باید یه خسته نباشید به همتون بگم میخواستم بگم به احتمال ۹۹٪ این آخرین مطلبیه که من شخصاً توی این وبلاگ می نویسم از این به بعد تمامی مسئولیت این وبلاگ با یاسمین خانومه و امیدوارم مطالب جالبی رو براتون بنویسه خیلی خوشحالم از اینکه توی این مدت با شما دوستان عزیز بودم و می خوام از همه کسانی که راجع به مطالب این وبلاگ نظر دادن تشکر کنم همتون رو به خدا سپردم. یا حق.
|
|
+ نوشته شده در
85/09/13ساعت 8:50 توسط امیر و یاسمین |
|
|
زندگي رو دوست دارم با تمام بد بياريش عاشقي رو دوست دارم با تمام بي قراريش من ميخوام اشكو بفهمم وقتي از چشمهام ميريزه تنهايي گر چه كشنده ست واسه من خيلي عزيزه تو كتاب نوشته عاشق خيلي تنها خيلي خسته ست جاي بارون بهاري روي چترهاي شكسته ست اما من ميگم يه عاشق همه دنيا رو داره همه چترها رو بايد بست وقتي آسمون ميباره نون عشقو ميخورم منت نونوا ندارم سينه سوخته عاشقم با كسي دعوا ندارم
|
|
+ نوشته شده در
85/09/11ساعت 14:22 توسط امیر و یاسمین |
|
|
تنها تر از تن ها
در تنها ترین لحظه ها حس مداوم با تو بودن دلم را از هیاهوی درون می شوید
و به سکوت آغشته می کند.
در تنها ترین لحظه ها با ید که بندهای کهنه در خود پوسیدن را پاره کرد.
اینک زمان رها شدن است و عروج.
کعبه عشق
آنجا که جایگاه وصالست. آنجا که قلب زندگی است
آنجا که هر چه هست عشق است و عشق است و عشق.
آنجا که جسم سنگین غرور می شکند. و چه زیبا است تواضع بر تنه روحم جوانه می زند.
من در پیشگاه او می گریم.
ای دستهای نیایش .... دستهای ناتوان مرا یاری کنید تا بطلبد از او رستگاری را سعادت را
ایمان را .............. خدایا در این دنیای فانی ............. قلب مرا تنها از یادت منور ساز که با یاد توست که
آرامشی سبز در وجودم موج میزند ........... با یاد توست که ایمان می شکند.
خدایا در تنها ترین لحظه .......... تنها تر از تنها در خلوتی از نور بنفش سجادهای از عشق خواهم گسترد
و رو به قبله پاکترین کلامت بر یکتایی تو نماز خواهم گزارد: و خواهم گریست.
من این آرامش محض را که در روح پاک آب و در حجم سپید یاس نیز موج میزند: خالصانه دوست
دارم: آنهم: در انزوای خاموش ادراک ......... در تنها ترین لحظه .......... تنها تر از تن ها
یاسمین: تقدیم به امیر جون |
|
+ نوشته شده در
85/09/09ساعت 7:46 توسط امیر و یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ رو با تمام وجودم تقدیم میکنم به عشقم یاسمین، امیدوارم که ازش خوشش بیاد
|
|
RSS
|