![]() |
![]() |
|
| نه تشنه عشق، چون آدم تشنه روزی سیرآب میشه |
|
من آن غریبه ی دیروز آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم در آشنایی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی .برای سالها می نویسم ...سالها بعد که چشمان توعاشق می شوند ...افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود ...که همیشه یکی بود یکی نبود |
|
+ نوشته شده در
87/02/08ساعت 17:20 توسط امیر و یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ رو با تمام وجودم تقدیم میکنم به عشقم یاسمین، امیدوارم که ازش خوشش بیاد
|
|
RSS
|