![]() |
![]() |
|
| نه تشنه عشق، چون آدم تشنه روزی سیرآب میشه |
|
تصميم مرد تصميمش را گرفته بود. مي خواست اموالش را بفروشد و در تجارت به کار اندازد. هر شب دعا مي کرد: خدايا کمکم کن تا در تجارت موفق شوم... اما هر چه بيشتر تلاش مي کرد کمتر موفق ميشد تا اينکه بالاخره توانست آنها را با قيمت بالايي بفروشد عاقبت چنان غرق در ثروت شد که از همه چيز و همه کس بريد. از تنهايي به خدا پناه برد و گفت: خدايا! تو که مي دانستي عاقبتم چنين مي شود چرا دعايم را مستجاب کردي؟؟؟ در خواب کسي به او گفت: بار اول ثروت خواستي و خدا از تو صبر خواست اگر صبر مي کردي بهترين راه را براي خوشبختي انتخاب مي کردي. |
|
+ نوشته شده در
86/09/25ساعت 16:57 توسط امیر و یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ رو با تمام وجودم تقدیم میکنم به عشقم یاسمین، امیدوارم که ازش خوشش بیاد
|
|
RSS
|